اخبار/
شماره اس ام اس هاي ضروري
مهمترين كاركرد تلفن همراه، پس از مكالمه، ارسال و دريافت پيام كوتاه است. اگر اين سرويس در خدمت حل مشكلات شهروندان درآيد، بسياري از هزينههاي اضافي زندگي مردم از بين ميرود. خوشبختانه در يكي دو سال اخير قدمهاي بزرگي براي رسيدن به اين هدف برداشته شده است. موارد زير بخشي از اين فعاليتهاست.
به گزارش تبيان:شماره اس ام اس هاي ضروري
شماره اس.ام.اس.هاي ضروري
به گزارش تبيان، اگر اين سرويس در خدمت حل مشكلات شهروندان درآيد، بسياري از هزينههاي اضافي زندگي مردم از بين ميرود. خوشبختانه در يكي دو سال اخير قدمهاي بزرگي براي رسيدن به اين هدف برداشته شده است. موارد زير بخشي از اين فعاليتهاست.
گزارش تخلف رانندگان تاكسي: 30004246
اگر از راننده تاكسياي شكايت داريد، شماره پلاك ماشينش را به اين شماره بفرستيد تا سازمان تاكسيراني پ
ودروي شما را متوقف كرده است و نياز فوري به خلافي آن داريد، عدد عمودي كنار كارت خودرويتان را به اين شماره بفرستيد تا از ميزان جريمهها و خلافي ماشينتان آگاه شويد. فقط قبل از آن، اگر به بيماري قلبي مبتلاييد، قرصهاي خود را دم دست بگذاريد!
گرفتن قبض موبايل: 30009
اگر چنين فرمتي را (به عنوان مثال) به اين شماره بفرستيد، از صورتحساب تلفن همراه خود آگاه خواهيد شد:
"تاريخ شروع ؛ تاريخ انتها مثلا 860131 ؛ 860101" يعني از اول سال 86 تا پايان فروردين ماه همان سال. فقط بايد كاربر شمارههاي دائمي اپر
مثال) به اين شماره بفرستيد، از صورتحساب تلفن همراه خود آگاه خواهيد شد:
"تاريخ شروع ؛ تاريخ انتها مثلا 860131 ؛ 860101" يعني از اول سال 86 تا پايان فروردين ماه همان سال. فقط بايد كاربر شمارههاي دائمي اپراتور همراه اول باشيد. ساير اپراتورها هر كدام شماره خاص خود را دارند.
خدمات بانك ملت: 200033
خدمات بانك اقتصاد نوين:200050
خدمات بانك سپه:200020–200021-200022
خدمات بانك كشاورزي:2000911- 200093
خدمات بانك سامان: 20000
خدمات بانك صادرات: 200060
خدمات بانك تجارت: 200070
توجه داشته باشيد
اخبار/
ماجراي خواندني از زبان يك شرخر
هفته نامه تجارت فردا به بهانه افزايش ميزان چك هاي برگشتي وتشديد دعاوي مالي،پرونده ويژه اي در مورد 'اقتصاد شرخري' گرد آوري كرده ودرآن با دو شرخر گفت وگو كرده است.
آي مردم اين مرده حيثيت خونوادمو برده. زن و بچه داره اما به ناموس من نظر داره. نيومد بيرون ولي باز پليس اومد. دوباره فرار كردم. باز كه پليس رفت برگشتم در خونهش زنگ زدم. ديگه عصباني شده بودم. قاطي كرده بودم. گفتم پسرتو ميدزدم يا آدرسو بده. شمارهمو رو ديوار نوشتم براش. طرفاي ظهر بود كه ديدم زنگ زد. گفت تو رو خدا دست از سرمون بردار. گفتم كاري ندارم آدرسو بده. بنده خدا داد ولي اگه نميداد ميرفتم بچهشو ميدزديدم.
*به بچهاش چه ربطي داشت؟
ببين دادا
ميرفت دفتر كارش كه بلوار كشاورز بود. يه روز كه باديگاردش از شركت رفت بيرون، رفتم تو دفترش. به بهونه تعمير تاسيسات ساختمون. تنها بود. يه لحظه پشيمون شدم اما ديگه نميشد كاري كرد. رفتم جلو كپي چك رو گذاشتم جلوش. گفت اين چيه؟ گفتم مال شماست. موبايلشو برداشت زنگ بزنه گفتم حاجي پول نشه، پولت ميكنم. دو روز ديگه ميام. زدم بيرون. شب رفته بودم قهوه خونه ممد ميشي ديدم چند نفر گردنكلفت اومدن تو. درو بستن و اونقدر ما رو زدن كه تو ادرارم خون بود. خلاصه ديدم اين يارو خيلي چقره. نگو عكسم